عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

70

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

عزل و نكبت ، خفقان و تب محرق بر وى استيلا يافت ، دست اجل دامن حياتش بگرفت . به مينو روانش پر از نور باد * زجانش هميشه ستم دور باد دخترش بىبى تركان در اردو بود . چون خبر وفات مادر شنود مقاصد و حاجات خويش به اعيان حضرت عرضه داشت و احكام يرليغ مشتمل بر تفويض اشراف ممالك كرمان و ديگر اشغال حاصل گردانيد ، و خواهرش پادشاه خاتون سيرجان را به تمام به دو « 1 » ارزانى داشت و نيابت املاك خاصّهء كرمان هم بر وى مقرّر كرد و متوجه كرمان شد و تابوت تركان خاتون را به كرمان رسانيد . سيورغتمش و اعيان شهر استقبال نمودند و بىبى تركان احكام « 2 » يرليغ بشنوانيد و برسانيد و سيورغتمش در انقياد آن هر نوع تعلّل ورزيد و به هر گونه اعذار كه سبب عدم اعتبار آن كار و بار مىشد تمسّك نمود . بىبى تركان و تولكشاه و سبوكشاه به اتفاق عازم سيرجان گشتند و سيورغتمش در بهار سنهء ثلاث و ثمانين و ستماية بر توجّه به جانب اردوى احمد عزم كرد و تا به سرحدّ كرمان برفت ؛ و به سبب آنكه احمد كمر « 3 » بر عزيمت محاربت ارغون خان بر بسته « 4 » بود ، متوقف و متردّد مىبود تا آوازه رسيد كه احمد غالب شد . اين مژده به همگان رسانيدند و ندا كردند در شهر كه احمد مظفّر و منصور شد ؛ و شيرين آغا « 5 » در آن ايام از پيش شاهزاده ارغون به كرمان آمده بود ، او را تمكين ندادند تا رنجيده برفت . در اين وقت سيف الدّين ملك بور و سيف الدّين سكرى و امير محمّد قتلغ ملك و كيدغدى با هم معاهد « 6 » و محالف « 7 » و متّفق و متّحد شدند كه سلطان جلال الدّين سيورغتمش را در جامع شهر تا در بارگاه هلاك گردانند و تولكشاه را قايم مقام او دارند . اين معنى با تولكشاه بگفتند . او اعلام سيورغتمش كرد . ايشان را بگرفتند و پرسيده ، بعد از ثبوت دستهاى ايشان از شانه بيرون آوردند و سر و اعضاى ايشان را در آن ديار عبرة للنظّار بگردانيدند .

--> ( 1 ) با ندارد . ( 2 ) با : بىبى تركان در اردو بود . چون احكام . ( 3 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 4 ) با ، گ ، مل : ميان بربسته . ( 5 ) همه نسخه‌ها جز مو : آقا . ( 6 ) با : معاند . ( 7 ) مو ندارد . بقيه نسخه‌ها : مخالف . تصحيح قياسى است .